گفتگوهای درونی‎تان را جدی بگیرید

Rate this post
گفت و گوهای تنهاییتان را جدی بگیرید.روزانه با آدم‎هایی سرو کار دارم که گاهی از زندگی‎ شغلی و خانوادگی‎شان برایم می‎گویند. آدمهایی که به خودشان برچسب‎های مختلفی می‎زنند.فارغ از اینکه این برچسب‎ها تا چه اندازه می‎تواند در زندگی روزمره‎ی ما اثرگذار باشد، خیلی وقتها با بی‎توجهی نسبت به آنها عبور می‎کنیم و وقتی در مواجهه‎ای منفی قرار می‎گیریم متوجه می‎شویم گفتگوهای درونی ما از احساسات، هیجانات، افکار و نگرش مان ناشی می شوند؛ بدین گونه اگر افسرده باشیم گفتار منفی ، اگر مضطرب باشیم، کلام نگران کننده و اگر خوشبین و امیدوار باشیم حرف های مثبت می زنیم.
گفتار درونی ، هدایتگرحالت های روانی و هیجانی هر یک از ما می باشد و به افکار و اعمالمان سمت وسو می دهد.خودگویی یعنی آنچه افراد با صدای بلند یا آرام در ذهنشان به خود می گویند و طی این گفتگوی خصوصی ، فرد احساسات و ادراکات را در ذهنش تعبیر و تفسیر می کند که حاوی جنبه های منفی یا مثبت هستند و احساس ما را نسبت به خودمان ،اطرافیان و رویداد های بیرونی تحت تاثیر قرار می دهند.
زمانی که شما حرفی یا رویدادی نا خوشایند را مدام در ذهن خود تکرار می کنید، مرکز توجه تان قرار می گیرد و معمولاً مسئله را فراتر از آن چیزی که در واقعیت است، تخمین می زنید. به بیان دیگر ، عمق ماجرا در اکثر موارد کم تر از آن چیزی است که به واقع برایتان رخ داده است اما شما درطول این مدت ، با تکرار مداوم افکار نامناسب ، به آن موضوع شاخ و برگ بیشتری داده اید و اگر بار دیگر در شرایط مشابهی قرار بگیرید، با توجه به پیش فرض های منفی، با کوچکترین کلام بی منظور ، کاسه صبرتان لبریز می شود.
خیلی از اوقات ریشه‎ی بسیاری از افسردگی‎های ما ریشه در همین گفتگوهای درونی منفی دارد. گفتگوهای درونی که تکرار پی در پی آن تبدیل به برچسب‎های منفی احساسی و روانی می‎شود.
برخی از ما سرسختانه به باورهای قدیمی خود چسبیده ایم و در برابر تغییر آن ها مقاومت می کنیم غافل از آنکه تنها زمانی راه برای تفکرات نو باز می گردد که ذهنمان را از افکار منفی و عقده های کٌشنده پاکسازی کنیم .دراکثر مواقع، ذهن مشغولی های منفی و مداوم حول یک رویداد خاص، به تدریج منجر به فرسودگی روحی و جسمی می شود و اگر استمرار یابند، می تواند زمینه ساز افسردگی وسایر عواطف منفی در فرد شوند. بسیاری از مشکلات فیزیولوژیکی افراد ،ریشه در خودگویی های منفی و مدام آنها دارد. بنابراین ما با گفتار شخصی مان در حال پردازش اطلاعات و رخدادهای پیرامون خود هستیم و اینکه یک موقعیت را چگونه ارزیابی کنیم و به کدام جنبه آن بیندیشیم، همگی در پرتو خود گویی های درونی مان شکل می گیرد.
واقعیت آنست که جهان بیرونی تحت کنترل ما نخواهد بود و همواره غیر قابل پیش بینی است ،لذا بهتر است که تمرکز بر درونمان باشد تا محیط بیرون. بی تردید، ما نمی توانیم همیشه محیط ، افکار و اعمال دیگران را در راستای امیال خویش هدایت کنیم ولی توانایی آن را داریم که با ممارست، خود گویی های منفی مان را کنترل نماییم؛ سعی کنیم این قدرت را در خود پرورش دهیم که افسار گفتار درونی مان در دستانمان باشد و ذهن خود را از هرگونه خشم،تشویش و کینه توزی رها کنیم تا آزادانه و سبکبال به سمت تغییر گام برداریم و نظاره گر تبلور اندیشه های نو باشیم.
مراقب گفتگوهای درونی‎مان باشیم. مراقب روزانه از این گفتگوها در طول روز سبب می‎شود هم فردی شادتر به نظر بیاییم و هم در مواجهه با اتفاقات قدرت مقابله و حل مسأله‎مان بیشتر خواهد شد.
نویسنده : مینا نیک سرشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *