چهل راه نرفته!

چهل راه نرفته!

می­دانید… اکتسابی بودن خلاقیت خوب­ترین بخش آن است. اصلا همین است که جذابش می­کند. مهم نیست که سهم تو از خلاقیت چقدر است. مهم این است که می­توانی خلاقیت را یاد بگیری همانطور که صحبت کردن را و نوشتن را و اصولا هرچیز یاد گرفتنی دیگری را.
یکی از شناخته­شده­ترین و مناسب­ترین تکنیک ها برای افزایش خلاقیت یا حتی فراگیری آن، با فرض اینکه فردی از خلاقیت بطور کامل بی­نصیب باشد!، تکنیک TRIZ بوده که در حقیقت مخفف عبارت روسیteoriya resheniya izobretatelskikh zadachاست. به زبان فارسی یعنی نظریه ای برای حل خلاقانه مسائل!
سوال اینجاست که TRIZ چیست و از کجا می­آید؟
دانشمند روسی، آلتشولر با بررسی بیش از دویست هزار اختراع ثبت شده به مجموعه­ای از اصول دست پیدا کرد که در تمامی این اختراعات یا به زبانی دیگر، در تمامی این راه­حل­های خلاقانه مشترک بود. یعنی اگر روزی یک نفر در گوشه­ای از دنیا به سرش زد که از زندگی روزمره جدا شود و کمی در کارها خلاقیت به خرج دهد، TRIZ می­تواند راهکار آموزشی خوبی باشد. در این تکنیک چهل اصل مجزا مطرح شده است که تبعیت از آنها می­تواند مسیر خلاقیت را هموار کند. البته لزومی ندارد که در هر ایده یا راه­حل خلاقانه از تمامی این چهل اصل استفاده شود. بلکه این اصول راهنمایی هستند برای پیدا کردن مسیر بهتر که به اقتضای هر مساله می­توان از اصل مناسب استفاده کرد.
در این متن به اختصار ده­تای آن چهل تا رو ذکر می­کنیم و مابقی­اش برای آینده. باشد که خلاق شوید!
اصل اول: جداسازی
بهتر است اجزای مختلف جسم را از یکدیگر جدا کرده و آن را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید. وقتی جسم یا مسئله بزرگی کوچک می­شود درک آن نیز به مراتب آسان­تر خواهد شد.
اصل دوم: استخراج
در جسم آنچه را که اذیت می­کند جدا کنید. یا نه… همانی را که دنبالش هستید و مقصود شماست نگه دارید. مثال ساده­اش همان کاری­ست که موقع خلاصه­نویسی درس­ها یا سخنرانی­ها انجام می­دهیم. می­گردیم و بخش­های مفید را پیدا می­کنیم و در دفعات بعدی به جای خواندن کل کتاب به خلاصه­های خود رجوع می­کنیم.
اصل سوم: کیفیت موضعی
عملکرد بیرونی یک جسم را ببینید و سعی کنید آن را در جهت افزایش کیفیت و کارکرد تغییر دهید. در حقیقت تلاش کنید که از اجزای مختلف برای کارکردهای گوناگون بهره ببرید. نمونه ساده­اش مدادهای کودکی­مان هستند که یک طرفشان مداد بود و یک طرف دیگرش پاک­کن. نمونه پیشرفته­ترش همین تراکتورهای بزرگی که در کشاورزی برای بذرپاشی و کوددهی همزمان از آنها استفاده می­شود.
اصل چهارم: عدم تقارن
فرم متقارن یک جسم را با فرمی نامتقارن جایگزین کنید. جسم خودش نامتقارن است؟ بسیار خب… عدم تقارنش را بیشتر کنید. بعبارت ساده­تر آن را خاص کنید. کاری کنید که جلب توجه کند. با این اصل می­توانید ایده یا محصول خود را از نمونه­های مشابه متمایز کنید. مثلا سه ­شاخه­هایی که تنها به یک طریق در پریز برق وارد می­شوند یا عینک­هایی با عدسی مختلف که فقط مخصوص چشم­های یک نفر هستند!
اصل پنجم: ترکیب کردن
اجسام مشابه یا اجسامی را که برای انجام عملکردهای متوالی درنظر گرفته شدند با یکدیگر ترکیب کنید؛ چه به صورت مکانی و چه به صورت زمانی. مثل شیرهای ترکیبی سرد و گرم یا کاتریج­های رنگی در پرینتر.
اصل ششم: جامعیت
از اسمش پیداست. محصولی بسازید یا محصول از پیش ساخته­شده­ای را جوری تغییر دهید که به تنهایی از پس چند کار بربیاید. آچار فرانسه باشد اصطلاحا! اصلا همین آچار فرانسه خود ِ خود اصل جامعیت است.
اصل هفتم: تو در تو بودن
این عروسک­های روسی را دیدید؟ همین­هایی که یکی را باز می­کنی یکی دیگر درونش پیداست. آن یکی را هم که باز میکنی یکی دیگر آنجا قایم شده و همینطور الی ماشالله ده تا عروسک توی یکی پنهان شدند. اصل هفتم یعنی همین. جسم­ها را درون یکدیگر قرار دهید و محصولی خلاقانه بسازید.
اصل هشتم: معکوس کردن
به جای عملکردی که برای مساله تعریف شده و همیشه وجود داشته، عملکرد مخالف آن را به کار می­گیریم. اگر ساکن است آن را متحرک کنید. اگر متحرک است اجزای آن را غیرمتحرک کنید. خلاصه بسته به هدف موردنظر از عملکرد معکوس استفاده کنید.
اصل نهم: پویایی
پویایی محصول خود را افزایش داده و عملکرد آن را بهینه کنید. به گونه­ای که اجزای آن قابل تغییر یا تعویض باشد و بتوان در موقعیت­های مختلف از آنها استفاده کرد. مثل صندلی­ها یا تخت­خواب های تاشو.
اصل دهم: مقابله پیشاپیش
در صورتیکه لازم است عملکردی انجام شود، مقابله پیشاپیش با آن را نیز درنظر داشته باشید. یعنی اگر کاری که قرار است انجام دهید آثار جانبی دارد از همین ابتدای امر چاره­ای برای مقابله با جنبه­های منفی داشته باشید. مثلا این ابزاری که روی درب­ها نصب می­شود تا از بسته شدن آرام درب اطمینان حاصل شود (آرام­بند). نکته منفی این وسیله اینجاست که با شتاب بسته می­شود. به همین خاطر جوری طراحی شده که در لحظه آخر سرعتش کم شده و در را به آرامی می­بندد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *