مقاومت های فردی و سازمانی در برابر تغییرات محیط کار

چه افراد و چه سازمان ها، اگر همان کارهایی را بکنند که در گذشته نیز انجام می دادند، تعجبی ندارد اگر همان نتیجه ای را بگیرند که همواره می گرفته اند. برای توسعه و بهبودی تغییر لازم است اما تغییر همیشه آسان نیست. در این مطلب به مقاومت های فردی و سازمانی در برابر تغییرات پرداخته شده است.
افراد و سازمانها بر حسب ماهیت طبیعی خود محافظه کار اند و در برابر تغییرات مقاومت می کنند. این محافظه کاری در طول تاریخ موجب امنیت و ایمنی ما در برابر تغییرات محیط بیرونی شده است. این ویژگی که ما را ترغیب به حفظ وضعیت پایدار می کند گاهی موجب می شود که ما فرصت های فوق العاده ای که در چند قدمی ما ایجاد می شود را از دست بدهیم. پس برای استفاده از فرصت های بهبودی و توسعه باید با آگاهی نسبت به تمایل محافظه کار بودن ذاتی خود، اقدام به شناخت دقیق شرایط و تصمیم گیری نماییم. مواردی که در ادامه مطرح می شود، نشان دهنده شکل های مختلف بروز این حس درونی (محافظه کاری) در ما می باشد.
مقاومت های فردی در برابر تغییر :
  1. عادت به عنوان مجموعه عملکردهای مزمن شناخته می شود که ما با آنها سازگاری و انطباق یافته ایم. بدیهی است ترک یک عادت و انطباق در جهت سازگار شدن با یک رفتار دیگر، فرآیندی دشوار است که مستلزم مصرف انرژی روانی و جسمانی بسیار بالایی است و این مسیر نیازمند اراده ای خیلی قوی است. اگر عادت آن مقاومتی است که شما را از تغییر باز می دارد، بهتر است قدرت خارق العاده بالای اراده، سازگاری و انطباق خود را به خودتان یادآوری کنید و به خودتان اجازه ندهید که مانع دستیابی خودتان به فرصت های بهتر شوید!
  2. امنیت توجیه پذیرترین شکل بروز حس محافظه کاری است. اغلب انسان ها انتظار دارند آرامش و امنیت را در ثبات و پایداری بیابند، در حالی که آرامش و امنیت در داشتن قدرت انطباق با تغییر و انجام ریسک های مدیریت شده است. هیچگاه شرایط آن طور که ما انتظار داریم پیش نمی رود، پس بهتر است برای حفظ آرامش و امنیت خودمان در طول زندگی، آمادگی انطباق و سازگاری با هر رویدادی را در آینده داشته باشیم، بگذارید اجازه دهیم زندگی ما را سورپرایز کند!
  3. عوامل اقتصادی به این علت به عنوان یکی از نمودهای ظهور حس محافظه کاری مطرح شده است که ما وضعیت مالی خود را به سختی به دست آورده ایم و به این واقعیت نیز آگاهیم که امروزه سطح اقتصادی افراد، طبقه اجتماعی آنان را تعیین خواهد کرد لذا از این بابت حق دارید که مقاومت کنید اما این نکته را نیز در نظر بگیرید که شما همین وضعیت مالی فعلی خود را نیز مدیون تغییری هستید که در گذشته در خود ایجاد کرده اید! پس با آگاهی نسبت به علم مدیریت ریسک، با اطمینان خاطر در جهت تغییر و دستیابی به فرصت های مالی بهتر تلاش کنید!
  4. وحشت از پدیده مجهولارتباط نزدیکی با موضوع حفظ ایمنی و امنیت ما دارد. جمله معروفی است که می گوید “مردم از چیزی که درک نمی کنند، می ترسند و از چیزی که به آن تسلط پیدا نکنند، متنفر می شوند.” به طور یقین اگر علت و یا پیامد یک تغییر برای شما مجهول است، به هیچ عنوان نباید آن را اجرایی کنید اما این بدین معنا نیست که اگر علت و یا پیامد تغییری را نمی دانستید، به دنبال آن نباشید!
  5. چشم خود را در برابر واقعیتها بستن آخرین روشی است که حس محافظه کاری برای جلوگیری از ایجاد تغییر به آن متوسل می شود. برای این که تشخیص دهید درگیر این مقاومت شده اید یا نه، فقط کافی است یک قلم و کاغذ بردارید و فرآیند تصمیم گیری منطقی پیرامون اقدامات لازم جهت تغییر را یادداشت کنید. به یاد داشته باشید ترفند این مقاومت در این است که با برانگیختن هیجانات منفی، شما را وادار کند که چشم خود را در برابر واقعیات ببندید، پس با روش یادداشت برداری مراحل حل مسئله، به خودتان ثابت کنید فردی منطقی هستید!
مقاومت های سازمانی در برابر تغییر :
  1. ساختار و مکانیسم سازمان یا به اصطلاح بروکراسی سازمانی که در سازمان های دولتی بیشتر از سازمان های خصوصی به چشم می خورد یکی از موانع تغییرات در سازمان می باشد. احتمالا افرادی ساختارهای سازمانی یا بروکراسی را مانع تغییر می دانند که برداشت ذهنی صحیحی نسبت به هدف بروکراسی ندارند، بروکراسی سازمانی با هدف منع تغییرات و بستن دست سازمان ها به وجود نیامده بلکه به دنبال نظامند کردن تغییرات سازمانی است. به سازمان هایی که این نگرانی را دارند، پیشنهاد می کنیم دقیقا بنا به همان روند از قبل تعیین شده، تغییرات الزامی را بررسی کرده و اقدام نمایند. توجه فرمایید اگر اجرای یک تغییری که با هدف بهبود سازمان مطرح شده، با بی احترامی به ساختار سازمانی همراه گردد، مسلما نه تنها اثربخشی مثبت ندارد بلکه با ایجاد تنش سازمانی، تعارضات در محیط کار را نیز افزایش خواهد داد؛ پس احترام به ساختار و مکانیسم سازمان شرط اصلی هر تغییری است!
  2. هنجارهای گروه های کاری زمانی تبدیل به یک مانع می گردد که تغییرات با حالتی دستوری از درجات بالای سازمان به گروه های کاری ابلاغ می شود. قطعا تغییراتی که سازمان در نظر گرفته موجب بهبودی و کارآمدی بیشتر گروه های کاری می گردد، پس چه ایرادی دارد قبل ابلاغ تغییرات، با اعضای گروه های کاری مرتبط جلسه ای برگزار شود و لزوم و اهداف تغییرات با آنها در میان گذاشته شود و حتی با مشارکت آنها طرحی سازگارتر با شرایط سازمان به دست آید. توجه فرمایید همه ی واحدهایی را که مرتبط با تغییرات هستند دعوت کنید و نظر آنها را بگیرید، با این کار مسلما به اجرای تغییرات مطرح شده، متعهد خواهند شد!
  3. تهدید متخصصان مانعی است که به عنوان یکی از نتایج ابهام در بیان اهداف و لزوم تغییرات در سازمان به وجود می آید. متخصصان در هر سازمان ارزشمند هستند. مدیران ارشد سازمان باید بدانند متخصصان ویژگی های شخصیتی و رفتاری به خصوصی داشته اند که متخصص شده اند و یکی از این ویژگی ها آینده نگری است. متخصصان همواره آینده ی سازمان شما و جایگاه خودشان را در ذهن متصور می شوند. مدیران ارشد می بایست در شروع هر تغییر سازمانی به متخصصان سازمان خود مراجعه کرده و در جهت دادن اطمینان به آنها که جایگاه آنها در آینده سازمان نیز تثبیت شده است، اقدام نمایند چرا که متخصصان بر روی آینده سرمایه گذاری می کنند!
  4. تهدید قدرت مدیران سخت ترین مانع موجود در مقابل تغییرات سازمانی می باشد. تنها راه حل این مانع نیز مذاکره و رسیدن به معادله ای برد-برد می باشد چرا که حتی اگر با اعمال قدرت مدیرعامل و یا هیئت مدیره، تغییرات ابلاغ گردد ولی در مرحله اجرا، تغییرات مورد اهمال و کم کاری قرار خواهند گرفت و اینجا زمانی است که تصمیم گیری برای مدیران ارشد سازمان نیز دشوار می گردد!
  5. تهدید ناشی از شیوه تخصیص منابع مانع اصلی بسیاری از تغییرات می باشد چرا که عموما تغییرات نیاز به هزینه (مالی، زمانی، انسانی و …) دارندوتغییردرتخصیص منابع یک یاز ریسک های الزامی برای هر تغییر است که سازمان ها تمایلی به انجام آن ندارند. راه حل برطرف کردن این مانع نیز شناخت دقیق وضعیت فعلی سازمان، شناخت دقیق تغییر در نظر گرفته شده و شناخت دقیق پیامدها و دستآوردهای تغییر می باشد. با جمع بندی این اطلاعات مسلما سازمان آمادگی اجرای تغییرات با ریسکی منطقی تر را خواهد داشت.
همان طور که اشاره شد، حس محافظه کار بودن حیاتی است و برای حفظ ایمنی و ثبات ما لازم است اما از طرف دیگر نباید اجازه دهیم این حس مانع فعالیت های توسعه فردی و سازمانی ما گردد و ما را از دستیابی به اهدافمان بازدارد. و این نکته را هیچگاه فراموش نکنیم که :
The Riskiest Thing is to Take No Risks!
پرریسک ترین کار ، ریسک نکردن است!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *